ديگر توبه قبول نشود ، و « وسعت گناه » « 1 » يعنى وسعت وقت مؤاخذهء آن يعنى پيش از اين كه وقت مؤاخذه بگناه برسد ، يا وسعت وقت چارهء آن يعنى پيش از اين كه بتوبه وبازگشت چارهء دفع آن نتواند كرد ، ودر بعضي نسخهها « وانفساخ الجنّة » است يعنى وسعت بهشت يعنى وسعت وقت تحصيل آن وتا فرصتى هست از براي كردن اعمالي كه سبب استحقاق آن شود « پيش از تنگى ومضيق » [ مضيق ] هم بمعنى تنگى است وتأكيد است ومراد اين است كه : عمل كنيد پيش از اين كه وقت تنگ شود بنزديك شدن مرگ ، و « بازداشتن » يعنى بازداشتن شما از عمل برسيدن اجل ، و « باطل شدن » يعنى باطل شدن وقت وفرصت ، وممكن است كه « زهوق » در اينجا بمعنى باطل شدن نباشد بلكه بمعنى بيرون رفتن جان باشد ، و « غايب انتظار برده شده » ملك الموت است كه پنهان است وچون آمدن آن يقيني است گويا آدمي انتظار أو مىبرد ، وممكن است « منتظر » بكسر ظاء خوانده شود بمعنى انتظار كشنده ، چه أو انتظار وقت رسيدن اجل هر كس مىكشد از براي قبض روح أو ، « وگرفتن غالب توانا » يعنى پيش از گرفتن حق تعالى كه غالب است بر هر كس وتواناست بر هر چيز ، شما را از براي بردن بآن نشأه يا از براي حساب وكتاب .
هامش
( 1 ) بايد دانست كه اين عبارت كه آمدى ( ره ) آنرا بعنوان « الا » نقل كرده آخرين عبارت خطبهء « غرّاء » است كه سيد رضى ( ره ) آنرا رر نهج البلاغة نقل كرده وابن أبي الحديد ضمن شرح آن گفته : ( ج 2 چاپ مصر ، ص 98 ) : « والفينة الوقت ، ويروى وفينة الارتياد ، وأنف المشيّة اوّل أوقات الإرادة والاختيار قوله : وانفساح الحوبة اى سعة وقت الحاجة ، والحوبة الحاجة والإرب » ومىتواند بود كه « انفساخ » بخاء معجمه باشد وبمعنى زايل شدن واز بين رفتن گناه باشد بوسيلهء توبهء شخص ، فتأمّل .