اگر مؤاخذهء ديگر بر أو نباشد وهمين مكروه كم نيست .
2782
وأزمع التّرحال عباد اللّه الأخيار وباعوا قليلا من الدّنيا لا يبقى بكثير من الآخرة لا يفنى .
وبدانيد كه عزم كردند كوچ را بندگان نيكوكار خدا ، وفروختند اندكى از دنيا را كه باقي نمىماند ببسيارى از آخرت كه فانى نمىشود ، ومراد به « كوچ » رفتن بسفر آخرت است ومراد به « عزم آن » اين است كه هميشه در فكر آن وتهيّهء أسباب آن وتحصيل زاد وتوشهء از براي آنند و « قليلي از دنيا كه فروختهاند » آن است كه صرف كردهاند آن را در راه خدا يا گذاشتهاند از سر آن از براي مشغول شدن بأمور اخروى ، چه همهء دنيا قليلي است وهيچ قدر ندارد نسبت بنعماى آخرت ، پس قدرى از آن كه احدى صرف كند يا از سر آن بگذرد چه قدر خواهد داشت ؟
ومراد به « بسيارى از آخرت » آن قدرى است كه داده مىشود از آن بهر نيكو كارى چه أدناى مراتب آن بسيار است وزيادة است از تمام دنيا چنانكه در أحاديث وارد شده و « باقي نماندن دنيا وفانى نشدن آخرت » ظاهر است ، وظاهر است كه نعمت باقي هر چند اندك باشد بهتر است از آنچه زايل شود هر چند بسيار باشد چه جاى اين كه باقي بسيار باشد وفانى اندك .
2783
الا وقد أمرتم بالظّعن ودللتم على الزّاد فتزوّدوا من الدّنيا ما تحوزون « 1 » به أنفسكم غدا .
بدانيد وبتحقيق كه فرمان داده شدهايد بسفر وراه نموده شدهايد بتوشه ، پس تو شد برداريد از دنيا آنچه را جمع كنيد بآن نفسهاى خود را فردا ، يعنى مالك آنها شويد وحفظ كنيد آنها را از عذاب وعقاب .
هامش
( 1 ) گويا در ساير موارد « تحرزون » نقل شده يعنى نگاهداريد .