2327
اكذب الامل ولا تثق به فانّه غرور وصاحبه مغرور .
دروغگو بياب اميد را ، واعتماد مكن بر آن ، پس بدرستى كه آن فريب است وصاحب آن فريب خورده .
2328
ارض بما قسم لك تكن مؤمنا .
خشنود باش به آن چه قسمت شده از براي تو يعنى حق تعالى قسمت ونصيب تو كرده تا اين كه مؤمن باشى ، واين اشاره است باين كه كسى كه خشنود بآن نباشد مؤمن نيست وبايد كه اعتقاد اين داشته باشد كه حق تعالى در آن قسمت عدل نورزيده .
2329
ارض للنّاس بما ترضاه لنفسك تكن مسلما .
خشنود باش از براي مردم به آن چه خشنود باشى بآن از براي نفس خود تا اين كه مسلمان باشى ، واين اشاره است باين كه كسى كه راضى شود از براي ديگرى بچيزى كه راضى نباشد بآن از براي خود مسلمان نيست يعنى مسلمان كامل نيست .
2330
ادّ الأمانة إلى من ائتمنك ولا تخن من خانك .
باز ده امانت را بكسى كه بامانت داده بتو وخيانت مكن با كسى كه خيانت كرده باشد با تو ، يعنى هر چند أو خيانت كرده باشد با تو تو با أو خيانت مكن وحقّ خود را از امانت أو تقاصّ مكن چنانكه در أحاديث ديگر نيز وارد شده ومشهور است ميانهء علما رضوان اللّه عليهم أجمعين .
2331
اقتن العلم فانّك ان كنت غنيّا زانك وان كنت فقيرا مانك .
كسب كن علم را پس بدرستى كه اگر باشى تو توانگر زينت دهد ترا واگر باشى درويش متحمّل شود مؤنث وخرج ترا ، واين يا باعتبار اين است كه خاصيّت علم اين باشد كه مؤنث وخرج صاحب آن بسهولت حاصل شود ، يا باعتبار اين كه مردم رعايت صاحب علم بكنند ومؤنات واخراجات أو را باو برسانند .