وخشم صرف بر كسى مكن كه اذيّت زياد رسانى باو وراه آشتى وخشنودى نگذارى » .
2341
أكرم ضيفك وان كان حقيرا وقم عن مجلسك لا بيك ومعلّمك وان كنت أميرا .
گرامى دار مهمان خود را واگر چه أو بوده باشد حقير وكوچك ، وبرخيز از جاى خود از براي پدر خود وأستاذ خود واگر چه باشى أمير وفرمان فرما .
2342
اقلل المقال وقصّر الآمال ولا تقل ما يكسبك « 1 » وزرا أو ينفّر عنك حرّا .
كم كن گفتار را ، وكوتاه كن اميدها را ، ومگو آنچه را كسب كند از براي تو گناهى را يا بر ماند از تو آزادهء را ، يعنى شخصي را كه بىگناه باشد نسبت بتو يا مرد خوبى را كه بىعلاقه باشد بدنيا ، وتخصيص باين جهت زيادتى اهتمام بآن است واگر نه رماندن هر كس بي اين كه كارى كرده باشد كه مستحقّ آن شده باشد بد است ودر بعضي نسخهها « 2 » « وينفّر » بدل « أو ينفر » است وبنا بر اين ترجمه اين است كه :
« وبرماند » .
2343
اندم على ما أسات ولا تندم على معروف صنعت .
پشيمان شو بر آنچه بد كرده باشى وپشيمان مشو بر احسانى كه كرده باشى .
2344
اصلح إذا أنت أفسدت وأتمم إذا أنت أحسنت .
اصلاح كن هر گاه تو فاسد كرده باشى ، وتمام كن هرگاه تو احسان كرده باشى ،
هامش
( 1 ) در كتب لغت تصريح شده باين كه « كسب واكسب فلانا مالا وعلما أنا له ايّاه » ليكن زمخشري در أساس البلاغة گفته : « وكسبته مالا فكسبه ولا يقال : أكسبته » طالب تفصيل خود بكتب لغت مبسوطه رجوع كند .
( 2 ) از عبارت « ودر بعضي نسخهها » تا آخر فقط در نسخهء كتابخانهء مسجد سپه سالار است .