فرو خورده شده است خشم أو ، در فراخى بسيار شكر كننده است ، ودر ناخوشيها بسيار صبر كننده .
1999
الذّكر نور العقل وحياة النّفوس وجلاء الصّدور .
ذكر خدا يعنى ياد أو يا ذكر بزبان روشنى عقل است ( يا عقلها بنا بر نسخهء العقول ) « 1 » وزندگى نفسها وپرداز « 2 » سينهها .
2000
الصّبر صبران صبر في البلاء حسن جميل ، وأحسن منه الصّبر عن المحارم .
صبر در بلا وآن خوب وزيباست ونيكوتر از آن صبر از حرامهاست يعنى حرامهائى كه خواهش آنها داشته باشد وصبر كند ومرتكب آنها نگردد .
2001
الانقباض عن المحارم من شيم العقلاء وسجيّة الأكارم .
گرفتگى از محارم يعنى بازداشتن خود از آنها از خويهاى عاقلان است وخصلت مردم گرامى بلند مرتبه .
2002
الّسيّد من تحمّل أثقال اخوانه وأحسن مجاورة جيرانه .
مهمتر كسى است كه بردارد سنگينى برادران خود را ونيكو كند همسايگى همسايگان خود را ، مراد به « برداشتن سنگينى برادران » اين است كه بارهاى ايشان را بردارد ومتحمّل مؤنات واخراجات ايشان بشود ، يا اين كه سلوك بد وخلاف آدابى كه نسبت باو بكنند بگذراند ودر صدد تلافى وانتقام در نيايد .
2003
الفرار في أوانه يعدل الّظفر في زمانه .
گريختن در هنگام آن يعنى هنگامى كه بايد گريخت وصرفه در ايستادن نباشد برابر است با فيروزى يافتن در زمان آن .
هامش
( 1 ) عبارت ميان دو هلالي « پارانتز » فقط در نسخهء مسجد سپه سالار است .
( 2 ) مخفف « پردازنده » است از مصدر پرداختن بمعنى صيقلى نمودن وجلا دادن .