تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
باشد واز براي نفس خود بسيار بازخواست كننده باشد ونگذارد كه اخلال كند بفعل واجبي ويا ترك حرامى .

1987

الخوف سجن النّفس عن الذّنوب ورادعها عن المعاصي . ترس يعنى ترس از خداى عزّ وجلّ زندان نفس است از گناهان يعنى زندانى است كه منع كند أو را از گناهان ، وباز گردانندهء آن است از معاصي ونافرمانيها .

1988

المال فتنة النّفس ونهب الرّزايا . مال فتنهء نفس است وغارت مصيبتها يعنى نفس را بفتنهء دنيوي واخروى اندازد وبمصيبتها وحادثه‌ها زود بغارت وتاراج رود .

1989

العفاف يصون النّفس وينزّهها عن الّدنايا . پرهيزگارى نگاه مىدارد نفس را وپاك ميكند آن را از پستيها ، يعنى أموري كه باعث پستى مرتبهء اين كس گردد .

1990

التّقوى ظاهره شرف الدّنيا وباطنه شرف الآخرة . تقوى يعنى ترس از خدا يا پرهيزگارى ظاهر وبيرون آن بلندى مرتبهء دنيا است ، وباطن واندرون آن بلندى مرتبهء آخرت است .

1991

الّشرف بالهمم العالية لا بالرّمم البالية . شرف وبلندى مرتبه بهمّتهاى بلند است نه باستخوانهاى كهنه شده ، يعنى نه باين كه پدران وأجداد من چنين وچنان بوده‌اند .

1992

الحكمة شجرة تنبت في القلب وتثمر على اللّسان . حكمت يعنى علم راست درست درختى است كه مىرويد در دل وميوه مىدهد بر زبان ، يعنى باعث اين مىشود كه هر چه گويد راست ودرست باشد وبزبان