گرفت ومشغول كارى چند شد كه از براي آن راه در كار باشد .
1457
الموت مفارقة دار الفناء وارتحال إلى دار البقاء .
مرگ جدا شدن از خانه فناست ورحلت كردن بسوى خانه بقا كه دائم وسرمد باشد پس عاقل تهيّه آن را كما ينبغي بايد بگيرد .
1458
الانقياد للّشهوة ادوأ الداء .
فرمانبردارى خواهش كردن بدترين كوفتهاست ، زيرا كه ضرر آن بدنيا وآخرت هر دو رسد وهيچ كوفتى چنين نباشد .
1459
الصّبر على المصائب من أفضل المواهب .
صبر بر مصيبتها از افزونترين موهبتها وعطاهاست كه حقّ تعالى باين كس كرده باشد .
1460
الفكر في العواقب ينجى من المعاطب .
فكر در عاقبتهاى كارها رستگار ميكند از هلاكتها يعنى هر كه كارى را خواهد بكند هرگاه قبل از آن فكر در عاقبت آن بكند وتا نداند كه مفسده بر آن مترتّب نمىشود نكند رستگار شود از هلاكت ورسيدن ضررى باو از آن ، بخلاف كسى كه بىتأمّل وتفكّر كارها را بكند چه بسيارست كه بمفسدههاى عظيم گرفتار شود .
1461
النّوم راحة من ألم وملائمه الموت .
خواب راحتيى است از ألم وملايم وموافق آنست مرگ ، چنانكه شايع است كه خواب را برادر مرگ مىگويند .
1462
القول بالحقّ خير من العىّ والصّمت .