1445
الحقّ منجاة « 1 » لكلّ عامل « 2 » .
حقّ رستگاريست از براي هر كه عمل كند بآن .
1446
الورع خير من ذلّ الطّمع .
پرهيزگارى وطمع نكردن از مردم بهتر است از خوارى طمع هر چند بطمع چيزى از براي أو حاصل شود .
1447
الجوع خير من الخضوع .
گرسنگى بهتر است از خضوع وفروتنى كردن بمردم از براي گرفتن چيزى از ايشان .
1448
المال للفتن سبب وللحوادث سلب .
مال از براي فتنهها سبب ووسيله است ، واز براي حادثهها ربوده شده ، يعنى سبب ووسيله فتنهها شود در دنيا وآخرت ، وبحادثات كه رو دهد زود ربوده شود وبتاراج رود .
1449
المال داعية التّعب ومطيّة النّصب .
مال دعوت كننده بسوى تعب است يعنى صاحب خود را بزحمت وتعب مىاندازد وشترى است كه زحمت بر آن سوار است .
1450
الكرم ملك الّلسان وبذل الاحسان .
كرم وگرامى بودن اين است كه كسى مالك زبان خود باشد واز دروغ وفحش وهرزه ومانند آنها نگاهدارد ، وبذل احسان كند بمردم يعنى عمده أنواع كرم اين است
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « منجاة » را بفتح ميم ضبط كرده است صريحا .
( 2 ) در هر سه نسخه مطبوعه باضافه « وحجة لكل قائل » ودر نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار بشرح اين زيادتى چنين پرداخته : « وحجة لكل قائل ، وحجت وبرهاني است از براي هر گوينده يعنى هر گوينده كه حق با أو باشد همان حقيقت أو حجتي باشد از براي أو وكسى را كه دريافتى باشد از آن استنباط صدق أو نمايد » .