وخانه وأسباب آن است ، ومراد به « نفسهاى پاك » پاك از گناهان وأمور ناشايست وصفات نكوهيده است ، يا مراد به « پاكيزگى » پاكيزگى از گناهان وافعال بدست وبه « نفسهاى پاك » پاك از صفات بدست .
1435
الموت اوّل عدل الآخرة .
مرگ اوّل عدالتى است كه در آخرت بعمل آيد زيرا كه ثواب مطيع وعقاب عاصى كه در آخرت از روى عدالت بعمل آيد موقوف بر مرگ است واوّل مراتب آنها مرگ است با آنكه مرگ هم نسبت بمردم مختلف باشد واز براي مؤمنان وصالحان در كمال آسانى گذرد وبر كفّار وعاصيان در كمال دشوارى ، واين اوّل عدالتى است كه در آخرت بعمل آيد ، ومراد به « آخرت » ما بعد حيات دنياست كه شامل وقت مرگ هم باشد .
1436
الورع يحجز عن ارتكاب المحارم .
پرهيزگارى وترس از حق تعالى مانع مىشود از ارتكاب حرامها .
1437
العدل يريح العامل به من تقلّد المظالم .
بعدالت سر كردن آسايش مىدهد عمل كننده بآن را از بر گردن گرفتن مظلمههاى مردم وحقوق ايشان را .
1438
النّفاق من اثافى الذّلّ .
بنفاق سر كردن يعنى با حقّ تعالى يا خلق از اثافى خواريست و « اثافى » كلوخى چند را گويند كه ديك را بر روى آنها بار كنند ، ومراد اين است كه از پايههاى خواريست وخوارى بار آورد « 1 » .
هامش
( 1 ) در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار « ببار آورد » .