تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

1066

المغلوب بالحقّ غالب . كسى كه مغلوب باشد بحقّى يعنى حقّى را بغلبه وجور از أو گرفته باشند غالب است يعنى در حقيقت غالب اوست ومغلوب آنكه بر أو غالب شده ، زيرا كه حقّ تعالى أو را عوضى بهتر دهد واز غالب انتقام كشد پس در واقع ونفس الامر آن غالب باشد واين مغلوب .

1067

السّاعات تنقّص « 1 » الاعمار . ساعتها كم مىگردانند عمرها را يعنى هر ساعتي از عمر مىرود وكم مىگرداند آن را پس قدر آنرا بايد دانست وبعبث صرف نبايد كرد .

1068

الظّلم يدمّر الدّيار . ستم هلاك وخراب ميكند خانه‌ها را .

1069

التّوبة تستنزل الرّحمة . توبه وبازگشت فرود مىآورد رحمت وآمرزش را .

1070

الاصرار يجلب « 2 » النّقمة . اصرار وايستادگى بر گناه مىكشد مكافات وانتقام خداى عزّ وجلّ را .
هامش
( 1 ) شارح ( ره ) « تنقص » را مضارع از باب تفعيل گرفته واعراب آن را صريحا ضبط كرده با آنكه در كتب لغت گفته‌اند : « نقص ( بتشديد قاف واز باب تفعيل ) الشيء وانقصه ( از باب افعال ) لغة في نقصه ( مخففا ومجردّا ) اى صيره ناقصا » پس گويا نظر بمقابله با « تدمّر » در فقره بعد شارح ( ره ) ضبط اعراب كلمه كرده است يعنى اختيار اين قرائت در اينجا براي مشاكله ورعايت ازدواج با « تدمّر » كه در فقره بعد ومضارع از باب تفعيل است بوده است واگر نه خواننده بهر يكى از سه وجه مذكور مىتواند خواند . ( 2 ) كذا بخط الشارح ، در قاموس گفته : « جلبه يجلبه ( بالكسر ) ويجلبه ( بالضمّ ) جلبا وجلبا ( محركة ) واجتلبه ساقه من موضع إلى آخر فجلب هو وانجلب » پس معلوم شد كه از باب ضرب يضرب ونصر ينصر هر دو آمده ولازم ومتعدي نيز بكار رفته است .