گذاشت وفقير قادر بر آن نيست « 1 » .
1065
المقرّ بالذّنوب تائب .
اقرار كننده بگناهان يا بگناه بنا بر نسخه « بالذنب » توبه كننده است يعنى كسى كه اعتراف كند باين كه گنهكار است وبد كرده همين توبه است .
وپوشيده نيست كه در توبه از عصيان حقّ تعالى همين كافى نيست وبايد كه پشيمان باشد از آنچه كرده وديگر قصد عصيان وعزم آن نداشته باشد پس اين بايد كه محمول شود بر گناهان وتقصيرات كه نسبت بديگران باشد ، ومراد اين باشد كه كسى كه تقصيري وگناهى كرده باشد نسبت بشخصى همين كه اعتراف كند باين كه بد كرده وتقصير كرده بايد كه آن شخص عفو كند واز سر تقصير أو بگذرد ، يا اين كه گوئيم كه : اقرار بگناهان در درگاه حقّ تعالى نيز يك فردى از توبه است وبآن بعضي از گناهان محو شود هر چند توبه كه محو كننده جميع گناهان باشد نباشد وآن توبه باشد كه با پشيمانى وعدم عزم بر عصيان ديگر باشد ، يا گوئيم كه : مراد به « اقرار بگناهان » اقراريست كه از صميم قلب باشد ببدى وقبح آنها بر سبيل تحقيق واقرار بر اين نحو بىپشيمانى وعدم عزم بر عصيان ديگر نمىشود زيرا كه اگر كسى پشيمان نباشد وباز عزم گناه داشته باشد در حقيقت آن را چندان بد وقبيح وگناه نمىداند واعترافي كند كه بزبان است يا بدل نيز اعترافي بحسب ظاهر ، وچون خوب تأمّل كند حقيقت اعتراف با أو نباشد .
هامش
( 1 ) در ورقه جداگانه كه بكتاب ضميمه شده بيان زير مذكور است :
« احتمال دارد كه معنى اين باشد واللّه ورسوله وأهل بيته يعلمون كه : صدقه يعنى زكاة دادن باعث اين مىشود كه مال مو سر نموّ كند تا بمرتبه گنجى رسد كه بزودى تمام نشود ، يا اين كه هر صدقه باعث فزونى مال شود چنانكه أحاديث دلالت بر اين دارند » .