وبرترى ، يا از سعادت ونيكبختى يعنى دلالت راستگوئى بر آنها از سائر فضائل قوىتر است .
1035
الحياء خلق مرضىّ .
شرم خصلتى است پسنديده .
1036
التّجارب علم مستفاد .
تجربهها وآزمايشها علمي است فايده برده شده يعنى آدمي از هر تجربه علمي استفاده كند وظاهر است كه علم بىفايده نشود .
1037
الاعتبار يفيد الرّشاد .
عبرت گرفتن وپند پذيرفتن فايده مىبخشد رشاد را يعنى سبب اين فايده شود و « رشاد » راه يافتن است يا رسيدن بمطلوب .
1038
الحسد ينشئ الكمد .
حسد پديد مىآورد كمد را يعنى سبب ومنشأ آن مىگردد و « كمد » بفتح كاف وميم بمعنى تغيير رنگ ورفتن صفاى آن است واندوه شديد ومرضى كه در دل باشد وحسد منشأ همه آنها مىشود .
1039
الهمّ يذيب الجسد .
غم واندوه مىگدازد بدن را پس راه اندوه از براي أمور باطله دنيا بخود نبايد داد چنانكه مكرّر مذكور شد .
1040
النّيّة أساس العمل .
نيّت وقصد أصل بناى عمل است تا كسى آنرا خوب محكم نگرداند باين كه