خالص از براي رضا وخوشنودى حقّ تعالى باشد اعمال أو محكم نباشد ، وممكن است كه مراد اين باشد كه أصل بناى عمل نيّت است همين كه آن حاصل شد عمل بآسانى حاصل شود مانند عمارتى كه پىهاى آن بلند شده باشد پس عمده اين است كه آدمي قصد خير ونيّت آن داشته باشد .
1041
الأجل حصاد الامل .
رسيدن وقت مرگ درودن « 1 » اميد است وهمه اميدها بآن درو شود پس چيزى كه هر لحظه احتمال آن باشد كه درو شود چرا كسى گرفتار آن گردد وتعب وزحمت از براي آن كشد .
1042
الامل رفيق مؤنس .
اميد رفيقي است انس دهنده يعنى آدمي را زود بخود انس دهد وچنان كند كه از أو جدا نتواند شد پس بايد كه راه آن بخود ندهد واگر نه هميشه گرفتار آن باشد .
1043
التّبذير قرين مفلس .
اسراف وبىاندازه خرج كردن همراهى است پريشان وبىچيز يعنى از آن أصلا نفعي باين كس نرسد يا چون سبب افلاس وپريشانى اين كس گردد مجازا آنرا مفلس فرمودهاند .
1044
الوفاء حصن السؤدد .
وفا حصن بزرگى ومهتريست يعنى كسى كه وفا بعهد وپيمان ووعدها كند بزرگى ومهترى أو محفوظ ماند وگويا در حصني است و « حصن » قلعه وهر موضع محكمى را گويند كه رخنه در آن نتوان كرد .
هامش
( 1 ) در نسخه كتابخانه مسجد سپه سالار « درويدن » .