948
الايمان شهاب لا يخبو .
ايمان شعله آتشى است افروخته كه خاموش نمىشود .
949
الصّبر مطيّة لا تكبو .
صبر شتريست كه بسر در نمىآيد پس هر كه سوار آن باشد أيمن باشد از آن .
950
العيون مصائد الشّيطان .
چشمها دامهاى شيطان است كه به آنها مردم را صيد كند پس از آنها باخبر وبر حذر بايد بود .
951
الايثار أعلى الاحسان .
ايثار يعنى جود يا بخشش در حالي كه خود محتاج بآن باشد برترين افراد احسان ونيكوكاريست ، ودر بعضي نسخهها بدل « الاحسان » : « الايمان » واقع شده ومعنى اين است كه ايثار برترين ايمان است يعنى برترين صفات مؤمن است .
952
التّوفيق عناية الرّحمن .
توفيق عنايت وتوجّه پروردگارست بهر كه أو را عنايتى باشد بهمان توفيق يابد وهمه أسباب خير از براي أو مهيّا گردد .
953
القدرة تنسى الحفيظة .
قدرت فراموش مىگرداند حفيظه را ، « قدرت » بمعنى قوّت وتوانائى وغنى وتوانگرى آمده و « حفيظه » بمعنى حميّت وغضب آمده وبمعنى منع وزجر خود از محرّمات ومنكرات نيز آمده پس قدرت در اين كلام معجز نظام اگر بمعنى اوّل باشد « حفيظه » بهر يك از دو معنى محمول مىتواند شد وبنا بر اوّل معنى چنين مىشود كه :
قوّت وتوانائى منع ميكند حميّت وغضب را ، يعنى بايد كه منع كند آنرا ، وهرگاه