تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
كسى را قدرت بر انتقام حاصل شد حميّت وغضب را از خود زايل كند وگناهان وتقصيرات مردم را عفو كند ، وبنا بر ثاني معنى اين است كه : در وقت قدرت بر معاصي غالب اين است كه منع وزجرى كه آدمي خود را از محرّمات ميكرد فراموش مىگردد ، پس آدمي هميشه بايد كه باخبر خود باشد واين معنى را در خود راسخ گرداند كه در وقت قدرت منع وزجر خود از منكرات نمايد واگر نه در وقت عدم قدرت أكثر مردم پارسا وپرهيزگارند واگر قدرت بمعنى دويم باشد ظاهر اين است كه حفيظه نيز بمعنى دويم باشد ومراد اين باشد كه توانگرى فراموش مىگرداند منع وزجر خود را از محرّمات يعنى در أغلب چنين باشد پس آدمي در وقت توانگرى بايد محافظت خود كند وبا خبر خود باشد كه آن از ياد أو نرود .

954

العجب يظهر النّقيصة . عجب وخودپسندى آشكارا مىگرداند خو وخصلت پست اين كس را ، يعنى دليل دنائت وپستى خصلت اوست .

955

السّلوّ حاصد الشوق . فراموشى درو كننده شوق است يعنى فراموشى خداى عزّ وجلّ وذكر أو نكردن قطع كننده شوق بطاعات وعبادات وملاقاة پروردگار ورضوان ورحمت اوست ، وهر چند ذكر أو بيشتر شود آن شوق افزون گردد .

956

الصّدق لباس الحقّ . راستگوئى جامه حقّ است ، وأهل حقّ هرگز آنرا از بر نيفكنند ، ودر بعضي نسخه‌ها « لسان الحقّ » واقع شده ، وبنا بر اين معنى اين است كه راستگوئى زبان حقّ است ، واين فقره موافق اين نسخه بعينه قبل از اين مذكور شد ، وچند احتمال در شرح آن بقلم آمد كه هر يك خالى از دورئى نبود ودور نيست .