كه در آنجا نيز سهوى شده باشد وصحيح لباس باشد موافق أكثر نسخهها در اينجا .
957
الهوى قرين مهلك .
هوى وهوس همراهى است هلاك كننده يعنى تباه كننده آخرت بلكه دنيا نيز .
958
العادة عدوّ متملّك .
عادت دشمنى است مالك اين كس يعنى عادت كسى ببدى دشمنى است از براي أو كه مالك أو شده وأو مانند بنده مطيع وفرمان بردار اوست وترك آن بدى نتواند كرد مگر بزحمت ومشقّت تمام پس آدمي بايد كه سعى كند كه عادت ببدى نكند ، وممكن است « متملّك » بفتح لام باشد وبنا بر اين معنى اين است كه عادت ببدى دشمنى است كه آدمي خود را مالك آن كرده وبمنزله اين است كه دشمنى از براي خود خريده باشد .
959
العاقل مهموم مغموم .
عاقل هميشه اندوهناك وغمگين است يعنى از براي آخرت خود .
960
التّكرّم مع الامتنان لؤم .
خود را كريم كردن با منّت گذاشتن لؤم است ، يعنى بخيلى است ، يا دنائت وپستى است ، يا ملامت است ، يعنى چنين كرمى در حقيقت بخيلى است يا از دنائت وپستى ناشى شود ، يا سبب اين شود كه مردم أو را ملامت كنند وچون صيغه تفعّل بمعنى بستن كارى بخود مىآيد چنانكه متطبّب كسى را گويند كه طبابت را بخود بسته باشد وطبيب نباشد دور نيست كه لفظ تكرّم در اينجا باين معنى باشد واشاره باشد باين كه كرم با منّت در حقيقت كرم بخود بستن است وكرم نيست ، وممكن است كه « تكرّم » بمعنى قبول كرم از كسى آمده باشد وبنا بر اين معنى اين مىشود كه قبول كرم با منّت لؤم است بيكى از معاني كه مذكور شد .