874
الامل ينسى الاجل .
اميد فراموش مىگرداند مرگ را زيرا كه صاحب اميد وحريص بر تحصيل آن چندان مشغول سعى از براي آن شود كه مرگ وتهيّه گرفتن از براي آن بياد أو نيايد .
875
الظّلم تبعات موبقات .
ستم مظلمههاى هلاك كننده است « مظلمه » حقّ كسى را گويند كه كسى بظلم برده باشد ومظلوم را طلب آن رسد و « بودن ظلم مظلمهها » باعتبار آنست كه غالب اين است كه ظالم بيك ظلم اكتفا نكند وهرگاه چندين ظلم كند چندين مظلمه نزد أو باشد كه هر يك هلاك كننده آخرت وگاهى هلاك كننده دنيا نيز باشند ، ويا باعتبار اين است كه يك ظلم هرگاه مالي باشد چنانكه غالب ظلم است سبب چندين مظلمه باشد زيرا كه كسى كه حقّ كسى را بظلم ببرد مظلمه از أو نزد اوست ، وهمچنين از وارث أو بعد از أو زيرا كه آن حقّ بعد از فوت أو بوارث أو مىرسد وأو را استحقاق مطالبه از أو باشد ، وهمچنين وارث وارث در هر مرتبه تا روز قيامت ، پس در قيامت مظلمه هر يك نزد أو باشد .
876
الشّهوات سموم قاتلات .
خواهشها زهرهاى كشندهاند كه سبب هلاك اخروى بلكه دنيوي نيز گردند .
877
الفوت حسرات محرقات .
فوت شدن فرصت وتهيّه نگرفتن از براي آخرت تا وقتي كه وقت نماند پشيمانيهائى است سوزنده ، زيرا كه در هر موقفي از مواقف آخرت وبرسيدن هر نوع از ألم وعذاب وتصوّر فوت هر گونه نعمت وثواب حسرتي حاصل شود سوزنده دل وجان .