838
الحياء خلق جميل .
شرم خصلتى است نيكو يعنى شرم از خدا واز خلق نيز .
839
المريب ابدا عليل .
مريب يعنى صاحب شكّ يا قلق واضطراب يا كسى كه بدگمان باشد بمردم ومتّهم دارد ايشان را هميشه بيمار است يعنى در رنج وتعب است مانند بيمار ، يا بيمار ورنجور معنوي است ، پس بقدر مقدور در هر باب بايد سعى كرد كه بناى كار بر يقين گذاشته شود ودر آن باب شكّى نباشد ، يا در هر كار بايد با اطمينان وآرام بود ، يا بايد كه بمردم بدگمان نبود وظنّ خير وخوبى داشت مگر اين كه خلاف آن ظاهر شود از كسى وبعد از آن نيز بقدر مقدور بايد سعى كرد در اصلاح حال أو تا جمع شود خاطر از أو وزايل شود بد گمانى باو .
840
الطّامع أبدا ذليل .
طمعكار پيوسته ذليل وخوار است
841
العلم قائد الحلم .
علم كشنده حلم است وسبب آن مىشود .
842
الحلم ثمرة العلم .
حلم ثمره علم است ، اين فقره تأكيد فقره سابق است .
843
اليقين يثمر الزّهد .
يقين ميوه مىدهد زهد وترك دنيا را ، يعنى ترك محرّمات آنرا يا حرص بر آن را ، يعنى كسى را كه يقين كامل بخداى عزّ وجلّ ومراتب جلالت وبزرگى أو باشد