805
الانصاف أفضل الفضائل .
انصاف فزونترين فضيلتهاست يعنى صفاتى كه سبب فزونى وزيادتى مرتبه اين كس گردد وقبل از اين تحقيق معنى « انصاف » شد وحاصل آن بمعنى عدل است چنانكه بعضي از أهل لغت آنرا بعدل تفسير كردهاند .
806
العدل قوام البريّة .
عدل برپا دارنده خلايق است وبآن زندگانى توانند كرد يعنى عدل پادشاه يا عدل همه مردم وراضى شدن هر يك بحقّ خود .
807
الظلم بوار الرّعيّة .
ستم هلاك رعيّت است وسبب آن گردد ، يعنى ستم پادشاه وحاكم يا رعيّت بعضي بر بعضي .
808
الغضب مركب الطّيش .
خشم چارواى سواري سبكى واز جا در آمدن است ، يعنى هر كه غضبناك شود وخشم گيرد زود از جا در آيد وكارى چند كند كه باعث خفّت وسبكى أو شود ، پس بايد سعى نمود در رسوخ بردبارى وراه غضب بخود نداد .
809
الحسد ينكّد العيش .
رشك سخت ودشوار مىگرداند زندگانى را ، زيرا كه صاحب رشك هميشه در غم واندوه است بسبب مشاهده نعمتها كه بمردم مىرسد وكدام زندگانى سختتر است از آن كه با حزن واندوه دائم باشد .
810
الغفلة اضرّ الأعداء .
غافلى زيان رسانندهترين دشمنان است وسبب زيانى چند شود در دنيا وآخرت