عدل توانگرترين توانگريست ، يعنى برترين توانگريهاست ، زيرا كه عدل بهمه معاني كه در فقره سابق مذكور شد بيقين سبب توانگرى اخروى گردد وآن برترين توانگريهاست ، وپوشيده نيست كه عدل مقابل ظلم وجور بيقين سبب توانگرى مردم در دنيا نيز گردد ، واگر ستم أصلا نشود يك فقير ومحتاج در عالم نماند ، زيرا كه پريشانى بعضي مردم باعتبار ظلم وستم ديگران بر ايشان شده ، اگر أموال ايشان كه بظلم گرفته شده بايشان داده شود توانگر شوند ، وبعضي ديگر كه چنين نباشند اگر حقوقى كه حقّ تعالى از براي مستحقّين واجب كرده از زكاة وخمس وغير آن بايشان داده شود ودر آن جور وحيف وميلى نشود همه را كافى باشد واحدى محتاج ودست تنگ نماند چنانكه در أحاديث وارد شده .
687
الحمق أدوأ الدّاء .
كم خردى بدترين مرضى است چنانكه مكرّر مذكور شد .
688
العلم حياة وشفاء .
علم زندگانى است وشفاست ، يعنى زندگى حقيقي است وشفاى امراض معنوي .
689
الجهل داء وعياء .
ناداني بيمارئيست يعنى بيمارى روحاني وفروماندگيى است ، يعنى سبب فروماندگى شود در بسيارى از مهمّات آخرت ودنيا .
690
القناعة عزّ وغناء .
قناعت عزّت است وتوانگرى ، چنانكه مكرّر مذكور شد .
691
الحرص ذلّ وعناء .
حرص خواريست ورنج وتعب .