اين منافاتى ندارد با آنچه در أحاديث وارد شده كه : حقّ تعالى بسبب عزم بر كار خير ثواب دهد هر چند آن كار بعمل نيايد ، وبسبب عزم بر كار بد عقاب نكند ما دام كه آن بد بعمل نيايد ، زيرا كه ممكن است كه عقاب نكردن بمجرّد عزم از راه تفضّل باشد چنانكه مذكور شد .
618
الطّاعة أوفى « 1 » حرز .
فرمانبردارى حقّ تعالى رساترين حرزيست ، و « حرز » بمعنى تعويذ است وموضع محكم ، وهر دو معنى مناسب است ، وبودن « طاعت رساترين حرزى » باعتبار اين است كه اين كس بسبب آن از تمام آفات أخروي وبسيارى از دنيوي نيز محفوظ ومصون ماند پس چه حرزى غير آن باين رسائى باشد ؟ ! ودر بعضي نسخهها « اوقى » بقاف « 2 » واقع شده يعنى حفظ كنندهترين حرزى است ، ودر بعضي « أقوى » « 3 » يعنى قوىترين ومحكمترين حرزى است .
619
القناعة أبقى عزّ .
قناعت پايندهترين عزّتى است ، زيرا كه عزّتى كه بسبب قناعت وبريدن طمع از مردم حاصل شود عزّت دنيا وآخرت است واخروى آن پاينده ومستدام باشد ودنيوي آن را نيز بمداومت بر قناعت باقي توان داشت بخلاف بسيارى از عزّتها مثل آنچه بمال وجاه باشد چه مجرّد عزّتى است دنيوي ودر معرض آفات ، زيرا كه تابع مال يا جاه باشد كه هر يك در معرض آفات باشند .
هامش
( 1 ) در چاپ دمشق اين طور نقل شده است ( ص 12 ، س 2 ) .
( 2 ) چاپ صيدا مطابق اين قرائت است ( ص 8 ، س 9 ) .
( 3 ) چاپ بمبئي موافق با اين قرائت است ( ص 17 ، س 8 ) .