تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
بر خود بدادن چيزى باو در وقتي كه خود محتاج بآن باشد كه قسمي خاصّ از بخشش باشد چنانكه قبل از اين مذكور شد .

607

الاحتكار شيمة الفجّار . احتكار خوى گناهكاران است ، « احتكار » بمعنى جمع أجناس است مثل جو وگندم وحبس آنها بانتظار اين كه گران شود وبودن آن خوى گنه‌كاران ظاهر است چه اين معنى خود گناهى است هرگاه بشرايطى باشد كه در كتب فقهى مذكور است ، وممكن است كه مراد در اينجا مطلق حبس مال ونگاه داشتن آن باشد ومراد حبس آن باشد بروشى كه در حقوق واجبه نيز مثل زكاة وخمس صرف نشود و « بودن اين نيز خو وخصلت گنهكاران » ظاهر است بلكه ظاهرتر است ، يا مراد جمع مال زياد باشد وصرف نكردن آنها در وجوه خيرات ومبرّات هر چند حقوق واجبه آن ادا شده باشد وبنا بر اين بايد مراد كراهت اين معنى باشد ومراد اين باشد كه اين خصلت گنهكاران است يعنى غير گنهكاران چنين نكنند وتا كسى از راهى گنهكار نباشد چنين نكند هر چند اين معنى في نفسه گناه نباشد ومجرّد كراهتى داشته ، باشد ، يا مراد اين باشد كه أصل حبس مال خصلت گنهكاران است وطريقه ايشان است پس اين معنى مطلقا ناخوش است باعتبار تشبّه بايشان هر چند حبسى باشد كه گناه نباشد وصاحب آن از راه ديگر نيز گنه‌كار نباشد .

608

الايمان برئ من الحسد . ايمان بيزار است از حسد ورشك ، يعنى ايمان كامل جمع نشود با حسد ودورى كند از آن پس گويا بيزار است از آن ، يا مراد به « ايمان » مجازا مؤمن است ومراد اين است كه : مؤمن كامل بيزار است از حسد وحسد نمىدارد .
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 160 | جمال الدين محمد الخوانساري / جلال الدين / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)