248
الجور ممحاة .
ستم محو كردن است يعنى بزودى نام ونشان ظالم را محو كند ويا ثواب اعمال أو را محو نمايد وبرطرف سازد ، ويا مردم را محو كند وپريشان ومتفرّق سازد .
249
التّوكّل بضاعة .
توكّل بر خدا سرمايه است كه بهمان تجارت توان كرد وسود بسيار توان برد ، يا مراد اين است كه سرمايه همان است وهر كه را آن نباشد هر چند متموّل باشد بىمايه خواهد بود .
250
الحزم صناعة .
دور انديشى پيشهايست نيكو ، اين دو فقره قبل از اين مذكور شد ظاهرا سهوا مكرّر شده باشد .
251
العجز إضاعة .
تن بعجز دادن ضايع كردن خود است .
252
العقل فضيلة الانسان .
عقل وزيركى باعث فضل وبرترى وزيادتى رتبه آدمي است .
253
الصّدق أمانة الّلسان .
راست گوئى امين بودن زبان است ، هر زبانى كه راست گويد امين است وهر زبانى كه دروغ گويد خائن .
254
الصّبر يناضل الحدثان « 1 » .
صبر معارضه ميكند با مصائب يعنى صبر در مصيبتى معارضه كند با مصائب ديگر
هامش
( 1 ) « حدثان » بكسر حاء وسكون دال وبفتح حاء ودال درست است گويند : « حدثان الدهر وحدثانهاى نوائبه » .