باشد كه هر چند كسى آشكارا نكند وپنهان دارد بزودى آشكار مىشود پس كسى كه خواهد فسق أو آشكار نشود چاره أو اين است كه فسق نكند ، وممكن است كه معنى كلام اين باشد كه فاجر وفاسق كسى را توان گفت كه فسق وفجور را آشكارا كند پس اگر كسى آنرا پنهان دارد از مردم اگر كسى بر آن مطّلع شود أو را فاسق وفاجر نگويند چنانكه در شرع وارد شده كه كسى كه گناهى را آشكارا وعلانيه كند غيبت أو ونسبت آن گناه باو جائز است امّا اگر پنهان دارد غيبت أو جايز نيست .
123
العلم دليل .
دانش راهنماست يا رساننده است بحقّ .
124
الاصطحاب قليل .
مصاحبت دو كس با هم كم است ، يعنى مصاحب موافق كم بهم مىرسد .
125
الحياء جميل .
شرم از خدا وخلق نيكوست .
126
الطّمع رقّ .
طمع بندگى است يعنى بمنزله آنست كه اين كس بنده شخصي باشد كه از أو طمع دارد زيرا سلوكى بايد با أو كند كه بنده نسبت بآقا .
127
اليأس عتق .
نوميدى از مردم وطمع نداشتن از ايشان آزادى است وخود را ببندگى ايشان گرفتار نكردن .