زيرا كه لمحه ديگر كه آن رأى بر هم خورد آن تدبير نيز بر هم خورد وتدبير ديگر بايد كرد ، ومدار بر آن خواهد بود تا فرصت فوت شود وديگر چاره وتدبير آن مطلب نتوان كرد .
42
الظّفر بالحزم ، والحزم بالتّجارب .
فيروزى وظفر بر دشمن يا بر مطلق مطالب ومآرب بدور انديشى وعاقبت بيني شود ، ودور انديشى وعاقبت بيني بتجربهها حاصل شود ، پس آدمي بايد كه دست از تجارب أمور بر ندارد تا كارى كه أو را اتّفاق افتد تجربه در آن باب داشته باشد كه بآن اعتبار حزم ودور انديشى در آن كرده بناى كار را بر آن گذارد خصوصا جمعى كه از أهل حرب وجنگ باشند زيرا كه در جنگها كمال حزم واحتياط بايد وتجربه در آنها بغايت ضرور است ، وكسى كه أو را در آنها تجربه نباشد كم است كه رأى وفكر أو صواب افتد .
43
المكارم بالمكاره .
مكارم بمكاره است ، « مكارم » صفات واخلاق پسنديده است كه آدمي به آنها بزرگ وگرامى گردد ، و « مكاره » أموري چند كه مكروه طبع باشد وتحمّل آنها دشوار باشد ، ومراد اينست كه تحصيل مكارم بصبر بر مكاره وتحمّل آنها مىشود ، پس كسى كه متحمّل آنها نتواند شد أكثر اخلاق حميده را نخواهد داشت ، وممكن است كه مراد بمكارم بزرگيها باشد وغرض اين باشد كه بزرگيها آميخته است با مكاره وهر بزرگى را مكروهات در خور بزرگى أو رو مىدهد پس اگر كسى را تاب مكروهات نباشد طلب بزرگى نكند كه بزرگى بىدردسر نباشد .