تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
چون راه راست در هر مسئله يكيست واختلاف در آن كم اتّفاق مىافتد بخلاف راه كج كه شعب مختلفه وشجون متفرّقه دارد پس جعى كه سليقه ايشان راست است در أكثر أفكار جمعى از ايشان با يكديگر متّفق مىباشند بخلاف آنان كه سليقه كج دارند زيرا كه هر يك براهى مىافتند غير راه ديگرى ، وقوانين وقواعدى قرار مىدهند غير قواعد وقوانين ديگرى ، وكم است كه در آنها دو شخص از ايشان با هم موافق باشند چه جاى زيادة بر آن ، پس اگر كسى خواهد كه تشخيص اين كند كه سليقه أو راست است يا كج باين معلوم تواند كرد كه پاره از أفكار خود را بر جمعى از علماى عصر عرض نمايد يا با أفكار وقواعد وقوانين علماى سابق بسنجد اگر در أكثر آنها جمعى از ايشان با أو موافق باشند اين دليل استقامت طبع اوست ، واگر در أكثر كسى با أو موافق نباشد وأو متفرّد باشد در آنها كجى ذهن أو ظاهر شود واللّه الموّفق ، وممكن است كه مراد باين فقره بيان معنى زيركى باشد واين كه آن ببينائى است يعنى باين است كه حق تعالى باين كس بينائى داده باشد كه تواند بآن ادراك أمور وامتياز ميانه حق وباطل نمايد .

41

التّدبير بالرّأى ، والرّأى بالفكر . چاره كارها برأي مىشود ، ورأى بفكر وتأمّل حاصل شود ، يعنى اگر كسى خواهد كه تدبير مطلبي وچاره آن كند بايد كه فكر وتأمّل كند تا أو را در آن باب رأيي حاصل شود كه بر آن قرار گيرد وثابت باشد بعد از آن بر وفق آن رأى چاره وتدبير آن مطلب نمايد پس اگر كسى را رأيي نباشد ومتوقّف ومتردّد باشد تدبيري نتواند كرد ، وهمچنين اگر رأيي بهمرساند كه از روى فكر وتأمّل نباشد أو نيز تدبير نتواند كرد زيرا كه رأيي كه سرسرى حاصل شود واز روى فكر وتأمّل نباشد قرار واستقرارى ندارد وباندك چيزى متغيّر ومتبدّل شود وبناى تدبيري را بر آن نتوان گذاشت