ازاله آن صفت از خود ضرور است .
49
الشّهوات آفات .
خواهشها آفتهاست ، يعنى سبب آفتها گردد در دنيا وآخرت ، پس بقدر مقدور از پى آنها نبايد رفت .
50
اللّذات مفسدات .
لذّتها فساد كنندههايند ، يعنى فساد بسيار در دنيا وآخرت از آنها ناشى مىشود پس تابع آنها نبايد شد .
51
الامانىّ أشتات .
آرزوها پراكنده است ، يعنى بسيار ومتفرّق است هر چه حاصل شود باز هست وتازه بهم رسد ، پس اگر كسى سعى در بر آمدن آنها كند هرگز فارغ نشود پس بايد دست از همه برداشت وفارغ بود .
52
اليأس حرّ .
نوميدى يعنى از خلايق آزادست ، يعنى سبب آزادى اين كس مىشود كه نبايد بندگى كسى كند زيرا كه طمع از كسى مىدارد « 1 » اين كس را بر نوعي بندگى از براي أو ، و « حرّ » خيار هر چيز را نيز گويند وممكن است كه در اين عبارت باين معنى باشد ومعنى اين باشد كه نوميدى از خلايق بهترين چيزهاست .
53
الطّمع مضرّ .
طمع ضرر رساننده است چه اين كس را هميشه خوار وذليل دارد .
هامش
( 1 ) يعنى وامىدارد وبر آن مىگمارد .