تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
باشد بايد كه اهتمام أو در أمور آخرت باشد نه دنيا .

5

العلم ينجد ، الحكمة ترشد . علم ودانش بلند مىگرداند صاحب خود را ، وحكمت باعث رشد وراه يافتن أو مىشود ومراد بحكمت نيز دانستن علوم دينيّه ومعارف شرعيّه است وگاهى عمل نيز در مفهوم آن اعتبار مىشود پس بمعنى علم با عمل باشد ، وبنا بر معنى أخير ظاهر است كه سبب تامّ است از براي رشد وراه يافتن بمبتغا ومتمنّا از سعادت ابدى ومثوبات سرمدي ، وبنا بر معنى اوّل اگر چه سبب تامّ نيست امّا في الجملة سبب وباعث است واطلاق سبب وباعث بر سبب ناقص نيز شايع وذايع است .

6

العدل مألوف ، الجور عسوف . عدل دلپذير است وستم از راه بيرون برنده است ، ظاهر است كه عدل دلپذير وپسنديده است ومردم را بصاحب آن الفت ورغبت باشد ، وظلم وستم چون سبب تنفّر مردم از صاحب آن ودورى گزيدن از أو مىشود پس از راه بيرون برنده است يعنى صاحب خود را براهى مىبرد خارج از راهى كه جادّه سلوك مردم است .

7

الصّدق وسيلة ، العفو فضيلة . راستى وسيله فوز بخيرات وسعادات است ، وعفو ودر گذشتن از زلّات وتقصيرات مردم عين فضيلت وزيادتى محاسن ومكارم است .

8

السّخاء سجيّة ، الشّرف مزيّة . سخاوت از اخلاق پسنديده وخويهاى خوش است ، يا مراد اينست كه سخاوت آنست كه ملكه اين كس شده باشد ودر أو ثابت وراسخ باشد ، وشرف يعنى بلندى مرتبه