امانت مشتمل است بر ايمان ومتضمّن آنست زيرا كه حقيقت امانت خيانت نكردن در حقّ ديگرى واداى آنست ، وظاهر است كه هر كه ايمان بخدا ويا رسول نداشته باشد خيانت كرده در حقوق ايشان واداى آنها نكرده ، پس كسى كه در هر باب امانت داشته باشد البتّه كمال ايمان بخدا ورسول خواهد داشت ، وغرض از اين مدح صفت امانت است واظهار اين كه ايمان نيز از شعب واقسام آنست ، وممكن است كه مراد اين باشد كه امانت وعدم خيانت در حقوق مالي ايمانست يعنى جزء عمده ايمانست ، زيرا كه امانت وعدم خيانت در حقوق مالي بر أكثر مردم دشوارتر است از ساير تكاليف شرعيّه چنانكه بتجربه معلوم است ودر أحاديث نيز وارد شده وبنا بر اين اگر عمل در ايمان معتبر باشد چنانكه مذهب بعضي است واز بسيارى از أحاديث نيز ظاهر مىشود پس امانت جزء أعظم اصلى ايمان خواهد بود واگر عمل معتبر در أصل ايمان نباشد بلكه ايمان مجرّد تصديق بخدا ورسول باشد هر چند با عصيان باشد واعمال در كمال ايمان معتبر باشد وآن أحاديث بر آن محمول باشد چنانكه مذهب مشهور است پس « ايمان » در اينجا نيز بر ايمان كامل محمول شود يعنى امانت عمده اجزاى ايمان كامل است ، ومراد بفقره دوّم اينست كه گشاده روئى از افراد عمل احسان است زيرا كه أكثر مردم را گشاده روئى خوشتر آيد از ساير احسانها بلكه متوقّع احسانى بغير از آن نباشند ، وممكن است كه مراد اين باشد كه احسان آنست كه با گشاده روئى باشد پس احسانى كه از روى انقباض وگرفتگى وترش روئى باشد در حقيقت احسان نيست .
19
الكريم أبلج ، اللّئيم ملهوج .
كريم گشاده روست يا روشن رو ودرخشنده جبين است ، واين كناية است