[ پيشگفتار ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
غرر ودرر ألفاظ ومعاني سلسله آراى شاهد زيباى حمد وسپاس ايزد سخن - آفرينى است كه بميانجى كلمه دو حرفى « كن » انشاء ساير حروف وكلمات فرموده بجهت غوّاصان بحار لغات گوناگون هر يك را در افاده مضمون مفاد صدف گوهر معنى مراد نموده ، وبقرار داد السنة مختلفه هر گروهى از أرباب لسان را در تقرير مطالب نهفته خويش بلغتى جلوه فرماى درّ مكنون خاطر غرض انديش ساخته از براي گشايش كار - اين وآن بمفتاح زبان مقال أبواب عرض مجارى أحوال بر روى درماندگى همگنان گشوده ، متكلّم حكيمى كه بحر الّلآلى كلام معجز نشانش از گردآورى فرائد اسرار حكمت آثار در مقام تحدّى بحدّى بساط خودنمائى گوهر اعجاز چيده كه مهره گردن غوّاصان بحرين فصاحت وبلاغت در قبول آن از پذيرفتارى منّت بيكران آب گرديده ، وعين الحيات بندگى درگاه عرش آستانش در اثابه حسنات بهر يك از جرعه نوشان زلال توحيد بمثابه زندگى جاويد بخشيده كه موج ابد اتّصال مدّتش خطّ بطلان بر صفحه روان پرورى چشمه حيوان كشيده ، صانع عليمى كه بگوهر نگارى صنعت باهرهاش سپر فراخ دامن دريا كه از تركهاى موج بحر پيماى بافتگى يافته ته نشان است ، وبر نگين آثاري قدرت قاهرهاش قائمه تيغ سنگين بهاى كوه كه از جوش - چشمه سار آبگيرى شده بألوان جواهر معدنيّه مرصّع بنيان ، نحمده حمدا يليق بكبريائه ونشكره شكرا نستزيد به غرر نعمائه ودرر آلائه .
وبلبل معاني پرور بديع بيانى درود سراى گلشن نعت بيقياس رسول اعجاز - قرينى است كه تار مقدار نامتناهى بگلدسته بندى أزهار آيات بيّناتش وفا نمىتواند نمود ، ورشته رساى اعداد با وصف لاتناهى بگوهر كشى فضايل ذات مبادى صفاتش