تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
سپس فرمود : هر چه مىخواهيد از او سؤال كنيد . يهوديها گفتند : چگونه از بچه‌اى سؤال كنيم كه چيزى نمىداند ؟ ! گفتم : « مىدانم ! هر چه مىخواهيد بپرسيد . و اين حرفها را ترك كنيد » . پرسيدند : هفت معجزه‌اى كه خدا به حضرت موسى - عليه السّلام - عطا نمود چه بودند ؟ گفتم : عصا ، يد بيضاء ، ملخ ، مورچه ، قورباغه ، خون ، رفتن به طور سينا ، منّ و سلوى و شكافتن دريا . گفتند : درست گفتى ! پيامبر شما چه معجزه‌اى دارد ؟ گفتم : معجزات پيامبر ما زياد است ، بشنويد و بفهميد : يكى اينكه شما مىدانيد شياطين قبل از بعثت پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - به آسمان مىرفتند و استراق سمع مىكردند . وقتى رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - مبعوث شد ، منع شدند و كهانت و سحر باطل شد . باز هم از معجزات او خبر دادن گرگ در بارهء پيامبرى اوست . و بر راست گويى او دوست و دشمن اتفاق دارند . از زمان كودكى جاهل نبود و مثل و مانندى نداشت . و ديگر از معجزات او اين بود كه بر قريش نفرين كرد و فرمود : « خدايا ! بر آنها سخت بگير و سالهاى آنان را مثل سالهاى يوسف قرار بده » . پس چند سال قحطى آمد . و معجزات زيادى را براى پيامبر شمرد « 1 » .

پيشگويى پيامبر ( ص ) در بارهء حكميت

( 1 ) 143 - على - عليه السّلام - مىفرمايد : در حديبيه وقتى مشركين پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - و مسلمانان را بر گرداندند و اجازه ندادند وارد مسجد الحرام شوند ، رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - با آنها صلح كرد و قراردادى نوشته شد . على - عليه السّلام - فرمود : نويسندهء آن ، من بودم و اين عبارتها را نوشتم : « باسمك
هامش
( 1 ) بحار : 17 / 225 ، حديث 1 .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 88 | قطب الدين الراوندي / غلام حسن محرمى