برنخاسته بودند .
حضرت فرمود : « به فدك رفتم و خداوند آن را به من بخشيد » .
منافقين به حضرت ، كنايه و طعنه زدند .
رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « اين هم كليدهاى آن » . بعد سوار شدند و به مدينه برگشتند .
پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - نزد حضرت فاطمه - سلام اللَّه عليها - رفت و فرمود : دخترم ! خدا فدك را به پدرت بخشيده و به او اختصاص داده است . و مسلمانان را در آن سهمى نيست . هر چه مىخواهى در بارهء آن انجام بده . چون من به مادرت خديجه ، مهرش را مقروض بودم . فدك را عوض مهر مادرت به تو مىدهم . از آن تو و فرزندانت باشد . بعد پوستى را خواست و خطاب به على - عليه السّلام - فرمود : « بنويس : رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - فدك را به دخترش فاطمه بخشيد » .
على - عليه السّلام - ، غلام پيامبر و ام ايمن شاهد اين جريان بودند . و پيامبر اكرم در مورد ام ايمن فرمود : « ام ايمن اهل بهشت است » . اهل فدك آمدند و با حضرت بر بيست و چهار هزار دينار در سال ، صلح كردند « 1 » .
تحقيق قريش در مورد نبوّت حضرت محمّد ( ص ) از يهوديان يثرب
( 1 ) 139 - قريش ، نضر بن حرث و عقبة ابن ابى معيط را به سوى يهوديان يثرب فرستادند تا در مورد پيامبر از آنها سؤال كنند .
وقتى به يثرب رسيدند ، در بارهء رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - از آنها سؤال كردند . و يهوديان پرسيدند : پيروان او چه كسانى هستند ؟
جواب دادند : « از طبقات پايين جامعه » يكى از علماى آنها با صداى بلند گفت : اين همان پيامبرى است كه صفاتش را در تورات ديدهام و باز هم آنجا
هامش
( 1 ) بحار : 17 / 378 ، حديث 46 .