اللّهم ، اين قراردادى است بين محمّد رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - و قريش » .
سهيل بن عمرو كه نمايندهء قريش بود گفت : اين گونه ننويس ، چون اگر ما او را به پيامبرى قبول داشتيم با او جنگ نمىكرديم ! گفتم : « على رغم ميل تو ، او رسول خداست » .
پيامبر به من فرمود : « هرطور مىخواهد ، بنويس . چنين قضيهاى بر سر تو نيز خواهد آمد » .
على - عليه السّلام - مىفرمايد : وقتى بين من و اهل شام ، صلحنامهاى نوشته مىشد ، نوشتم : «
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
، اين قرار دادى است بين على امير المؤمنين و معاوية بن ابى سفيان » .
معاويه و عمرو عاص گفتند : اگر ما قبول داشتيم كه تو امير مؤمنان هستى ، با تو جنگ نمىكرديم .
گفتم هرطور كه مىخواهيد ، بنويسيد .
فهميدم كه رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - راست گفته است « 1 » .
پيامبر ( ص ) و شيبة بن عثمان
( 1 ) 144 - شيبة بن عثمان مىگويد : كسى مبغوضتر از محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - نزد من نبود ! چون هشت نفر از پرچمداران ما را كشته بود . وقتى كه مكّه توسط وى فتح شد ، از كشتن او مأيوس شدم . و به خودم گفتم تمام عرب به دين او وارد شدند ، من چگونه مىتوانم از او انتقام بگيرم ؟
وقتى كه قبيله هوازن در حنين جمع شدند و حضرت با مسلمانان به طرف آنها حركت كرد . تصميم گرفتم كه آن حضرت را در گرما گرم جنگ به قتل برسانم . تا اينكه منتظر فرصتى بودم . دشمن هجوم آورد . مسلمانان فرار كردند . محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - با چند تن ايستادگى كردند . از پشت رفتم و شمشيرم را بلند كردم !
هامش
( 1 ) بحار : 20 / 356 ، حديث 5 .