طرح قتل پيامبر ( ص )
( 1 ) 133 - همسر عبد اللَّه بن مسلم - كه زنى يهودى بود - گوسفندى را بريان كرد و مسمومش نمود و سپس آن را خدمت پيامبر فرستاد . بشر بن البراء نيز با ايشان بود .
حضرت ران گوسفند را برداشت اما وقتى بر دندان نهاد ، بيرون انداخت و فرمود :
« اين گوشت به من خبر داد كه مسموم شده است » . ولى بشر كه مقدارى از گوشت را فرو برده بود مسموم شد و درگذشت . رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - زن را طلب كرد و از او باز خواست نمود ، او اقرار كرد . حضرت پرسيد : « چه چيز تو را به اين كار وادار كرده بود ؟ » .
زن گفت : « شوهرم و بزرگان قبيلهام را كشتهاى ، با خود گفتم اگر اين پادشاه باشد از شرّش راحت مىشويم ! و اگر پيامبر باشد خدا او را آگاه مىكند » « 1 » .
ميزبانى سعد بن عباده
( 2 ) 134 - روزى پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - روزه بود . سعد بن عباده آن حضرت و على - عليه السّلام - را براى افطار دعوت كرد . وقتى كه افطار كردند ، رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - فرمود : « پيامبر و وصى او در خانهء تو افطار كردند . و نيكان از غذاى تو خوردند و روزهداران نزد تو روزهء خود را شكستند و ملائكه بر تو درود فرستادند » .
سعد الاغ تنبلى داشت . جل انداخت و حضرت را سوار كرد . از آن پس الاغ چنان به سرعت راه مىرفت كه هيچ الاغى نمىتوانست با آن رقابت كند « 2 » .
( 3 ) 135 - در جنگ احزاب ، وقتى خندق كنده مىشد ، خواهر عبد اللَّه بن رواحه از مقابل آن حضرت عبور كرد پرسيد : « كجا مىروى ؟ »
هامش
( 1 ) بحار : 17 / 408 ، حديث 37 .
( 2 ) بحار : 17 / 409 ، حديث 37 .