تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 684

مساهمون:

ص٦٨٤
آوردن و ايمان نيستند . ( 1 ) اگر كسى از مخالفان ما بگويد : محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - نعوذ باللَّه - پيامبر نبوده چون معجزه نداشته است ! ! پاسخش اين است كه : ما ضرورتا مىدانيم كه آن حضرت ادعاى پيامبرى كرده چنانچه مىدانيم در مكّه ظهور نموده و به مدينه هجرت كرده و از عربها خواسته است كه اگر بتوانند با قرآن معارضه كنند و مدعى شده است كه قرآن از تمام سخنان آنان برتر مىباشد و اين هم يك نوع معارضه خواهى است . و آنان مىدانستند كه اگر بتوانند با قرآن معارضه كنند ، دعوت پيامبر را باطل مىكنند ، پس به خاطر اينكه نتوانستند و ضعيف بودند ، با قرآن معارضه نكردند ؛ چون قرآن ناقض عادت است . و اين مقتضى اين است كه قرآن « معجزه » باشد و بر نبوّت پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - دلالت كند . و اگر كسى بگويد : به خاطر اينكه جاهل بودند نتوانستند با قرآن معارضه كنند ، نه اينكه چون عاجز بودند ، در جواب مىگوييم : معارضه ميان آنها متعارف بود چنانچه امرئ القيس با علقمة بن عبدة الطبيب معارضه كرد و شعر او را نقض نمود و راه و روش معارضه را كودكان نيز مىدانند ، پس چگونه زيركان عرب از آن غافل بودند . اگر گفته شود : راه معارضه را به خطا رفتند چنانچه در پرستش بتان خطا كردند . و يا اينكه قرآن شامل اخبار از گذشتگان است و آنان اهل اين كار نبودند ، در پاسخ مىگوييم : ميان پرستش بتان و معارضه ، فرق است ؛ زيرا پرستش نظرى است و مىشود در آن خطا كرد ولى معارضه كردن از بديهيات است و خطا در آن روا نيست . اما اخبار از گذشته ، پيامبر از آنان خواست كه مثل آن را بياورند و آنان بايد مىآوردند و معارضه مىكردند ، آنان هم در اين راه قدم برداشتند و داستانهايى را پيدا كردند و خواستند به مقابله با قرآن برخيزند و همچنين يهود و نصارا اهل قصّه و داستان بودند و بايد مشركان مىرفتند و داستانها را از آنان ياد مىگرفتند و با آنان