شدند . شوهرم برخاست تا شتر را بدوشد ، پستانش را پر از شير ديد . ما و بچّهها نيز از شير شتر سير شديم .
شوهرم گفت : اى حليمه ! وجود مباركى را پيدا كرديم . پس به خوبى شب را صبح كرديم و برگشتيم .
وقتى كه بر مركوب خويش سوار شدم ، چنان سريع راه مىپيمود كه از همه جلو زد . زنها گفتند : آرام برو اى حليمه ! مگر اين همان مركوبى نيست كه با آن آمدى ؟
گفتم : چرا ؟
گفتند : چه شده كه امروز اين گونه سريع راه مىرود ؟
گفتم : شخص مباركى را حمل مىكند ! حليمه مىگويد : هر روز بركتش را به ما زياد مىكرد ، قحطى آمد و چوپانها گوسفندان را گرسنه به چرا مىبردند و گرسنه باز مىآوردند ، ولى گوسفندان ما سير مىآمدند . و پستانشان پر از شير بود « 1 » و « 2 » .
رشد پيامبر ( ص ) در خانهء ابو طالب
( 1 ) 104 - امام صادق - عليه السّلام - فرمود : پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - در خانهء ابو طالب رشد كرد تا نزديك بيست سالگى رسيد . روزى به ابو طالب گفت : عمو ! در خواب دو مرد را مىديدم كه مىگفتند : « او همان است ! » .
بعد از چند روز فرمود : « عمو ! مردى را كه در خواب مىبينم در بيدارى نيز به سراغ من مىآيد ! » .
هامش
( 1 ) اين خبر با مسلّمات جور در نمىآيد . و علاوه بر اين ، عبد المطلب مشهور به جود و سخاوت بود و در مواقع قحطى ، پناهگاه گرسنگان بود ، بعيد به نظر مىرسد كه از او انتظار صله نداشته باشند .
خبر ديگرى نيز ذكر شده كه با مسلمات تاريخ سازگار است و آن عبارت از اين است كه :
پيامبر پستان هيچ يك از زنان شيرده را نگرفت و سرانجام حليمهء سعديه آمد و پيامبر پستان او را مكيد ( بحار : 15 / 342 ) .
( 2 ) سيرهء ابن هشام : 1 / 162 .