اهل آسمان و زمين ، آباد مىگردانم .
( 1 ) گروه گروه به طرف او مىآيند و صدايشان را به تكبير و تلبيه بلند مىكنند . و هر كس مكّه را زيارت كند و نيّتش من باشم ، او مرا زيارت كرده و مهمان من است و بر من فرود آمده است . و بر من واجب است كه از كراماتم به او تحفه بدهم . شرف ، بزرگى و رفعت اين خانه را به يكى از فرزندان تو « ابراهيم » قرار مىدهم . و اين خانه را به دست او آباد مىگردانم . آبش را به دست او جارى مىسازم . حل « 1 » و حرمش « 2 » را به او نشان مىدهم .
مشاعرش « 3 » را به او ياد مىدهم . ملتها او را زيارت مىكنند تا اينكه اين همه ، نصيب پيامبرى از اولاد تو مىشود كه او را « محمّد » مىنامند . او خاتم پيامبران است ، او را از ساكنين و واليان كعبه قرار مىدهم » « 4 » .
از نشانههاى پيامبرى حضرت محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - اسم مبارك اوست ؛ چون خداوند كسى را قبل از او به اين اسم نخوانده است ، چنان كه در مورد ، يحيى ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، صالح و ديگر انبيا همين قضيه ، صادق است ، يعنى :
كسى قبل از آنها به اين اسامى ناميده نمىشد « 5 » .
بشارتهاى رهبانان در بارهء بعثت پيامبر اسلام ( ص )
( 2 ) 101 - سراقة بن جعشم مىگويد : براى تجارت به شام مىرفتيم كه نزديك دير عابدى فرود آمديم . راهب از دير ، پايين آمد و به ما گفت : شما كيستيد ؟ گفتيم :
قومى از قريش . گفت : آگاه باشيد ! به زودى در ميان شما پيامبرى مبعوث خواهد شد كه اسمش « محمّد » است . وقتى به مكه برگشتيم ، پسرانى متولد شدند ولى فقط اسم پيامبر را « محمّد » گذاشتند « 6 » .
هامش
( 1 ) به غير حرم « حلّ » مىگويند .
( 2 ) به مكّه و محدودهء آن « حرم » مىگويند كه داراى احكام مخصوصى است .
( 3 ) مشاعر ، همان مناسك و اعمال مكّه است .
( 4 ) بحار : 15 / 213 .
( 5 ) بحار : 15 / 213 .
( 6 ) بحار : 15 / 214 ، حديث 26 .