مىفرستد و از هر چيز خبر مىدهد » .
( 1 ) باز مىفرمايد : « من از خدا مىخواهم كه فارقليط را به طرف شما مبعوث كند و تا ابد با شما باشد و از هر چيز شما را خبر مىدهد » .
در حكايت ديگر آمده است : « فرزند بشر ( عيسى ) مىرود و فارقليط بعد از آن مىآيد . و شما را از اسرار خبر مىدهد . و هر چيزى را تفسير مىكند و مرا تصديق مىنمايد ، چنانچه من او را تصديق مىكنم . من امثال را آوردم او تأويل مىآورد .
وقتى كه « يحيى بن زكريا » زندانى شد ، شاگردانش را خدمت حضرت مسيح فرستاد و گفت : از او بپرسيد : تو هستى آن كسى كه بايد بيايد يا بايد انتظار بكشيم ؟ ! مسيح جواب داد : كسى فاضلتر از يحيى نيست و كتابهاى انبيا به پيامبرى انبياى بعدى بشارت مىدادند تا اينكه يحيى آمد ؛ اما الآن « اليا » را بايد انتظار بكشيم و هر كس گوش شنوا دارد بايد بشنود » .
توضيح : بعضى مىگويند : به جاى اليا ، احمد بود . آن را تغيير داده و اليا گذاشتند . و اليا ، همان على بن ابى طالب - عليه السّلام - است . و بعضى هم گفتهاند : اليا گفته شده چون در هر جنگى على - عليه السّلام - پيشاپيش پيامبر بود . و اسم محمّد - صلّى اللَّه عليه و آله - در سريانى مشفح است « 1 » و مشفح ، در لغت سريانى همان « محمّد » است وقتى به زبان سريانى بخواهند « الحمد للَّه » بگويند « شفح لالاها » مىگويند . پس وقتى شفح به معناى حمد شد ؛ پس « مشفح » به معناى « محمّد » است .
كتاب شعياى پيامبر در باب حجّ
( 2 ) « از اقصى نقاط روى زمين با سرعت مىآيند و صحرا پر مىشود . و در دريا و صحرا تسبيح مىگويند . و از طرف مشرق ، مثل ريگ بيابان ، سر مىرسند » .
هامش
( 1 ) بحار : 15 / 211 .