كه خداوند متعال به آدم و همهء پيامبران و فرشتگان آموخت ، مىدانست . و علاوه بر آن ، چيزهايى كه آنان آگاهى نداشتند خداوند به او آگاهى داد و او را به مقامى رساند كه آنان به آن نرسيدند . او در تمام روزگار زندگيش ، در مقابل حماقتها ، بردبارى ، و در برابر آزار و اذيتها ، تحمل و در مواجه با تنگدستى ، صبر را اختيار مىكرد .
و تعجب از قريش است با اينكه در زمان خود ، بردبارترين مردم روى زمين بودند ، اما نسبت به پيامبر وقتى به او مىرسيدند زبان به ناسزا مىگشودند و در حماقت زياده روى مىنمودند به طورى كه به طرف حضرت شكمبه و خونابه پرتاب مىكردند و در مسيرش خار و خاشاك و به سر و صورت مباركش خاك مىريختند ! با اين حال ، پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - وقتى كه با قدرت وارد مكّه گرديد ، به سخنرانى ايستاد و فرمود : من همان سخنى را كه برادرم يوسف گفت ، مىگويم :
« امروز هيچ نكوهشى براى شما نيست » « 1 » . بزرگوارى و گذشت او از آنان معروف است چرا كه « منكر » آنان را مقابله به « معروف » نمود .
( 1 ) حضرت ، حافظترين مردم نسبت به تورات و انجيل و زبور و همهء كتابهاى پيامبران و سرگذشت رسولان و امّتهاى پيشين بود ، بدون آنكه درسى و كتابى خوانده باشد . او - صلّى اللَّه عليه و آله - اخبار پادشاهان و زورگويان را مىدانست و پندها و بلاهايى كه در اعصار گذشته و آينده از زمان حضرت آدم به بعد تا بر پا شدن قيامت بوده و خواهد بود را مىدانست . و راستى و درستى ، شعار و عمل او بود . و در وفاى به عهد سرآمد قريش بود .
خيانت و پيمانشكنى قريش و اعراب يكى پس از ديگرى بويژه در قضيهء « صلح حديبيه » و ديگر جاها معروف و مشهور است ، اما با اين حال كسى از او يك مورد خيانت و پيمانشكنى و يا دروغ به ياد ندارد . چه در جوانى و چه در پيرى او ، به طورى كه قبل از بعثت و پيامبرى ، او را « صادق و امين » يعنى راستگو و امانتدار مىناميدند .
هامش
( 1 ) سورهء يوسف ، آيهء 92 .