امّا « زهد » رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - : با اينكه از انتهاى يمن تا جنگلهاى عمان و تمامى حجاز تا اطراف عراق را مالك و تحت سيطره داشت ، ولى هنگامى كه وفات كرد بدهكار بود و سپر او در گرو غذاى خانوادهاش بود ، هيچ درهم و دينارى به ارث نگذاشت و قصرى بنا نكرد و هيچ نخلى را براى خويش نكاشت و نهرى نشكافت .
( 1 ) و امّا « شجاعت » او : با اينكه در زمان جاهليت سواركارانى چون عامر بن طفيل ، و عتبة بن حارث بن شهاب كه شكارچى سواركاران بود و بسطام بن قيس بودند كه هر يك از آنان تاخت و تازى داشتند ، ولى او هيچ وقت به آن دلاوران پشت نكرد و نگريخت ، حتى اگر او را احاطه كرده بودند و ضربهء او به دشمنان اگر چه با سر تازيانه ، چون آتش سوزان بود .
و او زاهدترين مردم بود ، عبا مىپوشيد و با فقرا و تهيدستان مىنشست و به هنگام خواب دست خود را زير سرش مىگذاشت و پس از خوردن غذا انگشتان خود را مىمكيد و هيچ وقت در حالت تكيه دادن ، چيزى نمىخورد بلكه همچون بندگان مىنشست و هيچ گاه ديده نشد كه حضرت لبخند كامل بزند .
نسبت به كودكان ، مهربانترين مردم بود و باحياتر از دوشيزگان در سراپرده بود ، خوار نمىشد و تكبر نمىكرد و اگر كسى از او چيزى درخواست مىكرد « نه » نمىگفت .
حوايج و نيازهاى بيوه زنان ، يتيمان و تهيدستان را هميشه برآورده مىكرد ، خوب و زيبا را تحسين مىنمود و مىپسنديد و بد و زشت را تقبيح و تضعيف مىنموده است . به تنهايى غذا نمىخورد و غلامش را نمىزد و بندهاش با او غذا مىخورد . و اگر بنده از آسياب كردن ( گندم ) خسته مىشد به او كمك مىكرد .
خودش گوسفند را مىدوشيد و به شتر علف مىداد و منزل را جاروب مىكرد و كفش و لباسش را وصله مىزد . و اين مطالب ، گوشهاى از اخلاق خارق العادهء پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - است ؛ اخلاقى كه هميشه بر يك منوال بود و هرگز تغيير نكرد .
الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 601
مساهمون: قطب الدين الراوندي
ص٦٠١