و در اين مورد جواب ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه اين خطاب در روز قيامت به آنان مىشود كه : « اى فرزندان آدم ! چون پيامبرانى از بين خود شما بيايند . . . »
همچنان كه خداوند متعال در جاى ديگر مىفرمايد : « اى گروه جن و انس ! آيا براى هدايت شما پيامبرانى از بين شما نيامد كه آيات مرا برايتان بيان كنند و شما را از ديدار اين روز ( قيامت ) بترسانند ؟ » « 1 » .
و گفتهاند معناى آيه اين است كه : « اگر بر شما فرستادگانى از فرشتگان براى مصلحتهاى شما بيايند » يعنى اين رسولان و فرستادگان از پيامبران نمىباشند ، پس در اين صورت « منكم » متعلق به « يأتكم » مىباشد نه متعلق به « رسل » و اين گفته نيز نيكوست .
( 1 ) برهان دوّم و امّا قول خداى متعال « خاتم النبيين » « 2 » خاتم ، به كسر تاء است در اين صورت معناى آيه چنين است : « كسى كه با پيامبريش ، پيامبرى ختم مىشود » . و مانند آن است كلمهء « خاتم مسك » يا « ختامه مسك » است ، يعنى : آخر و نهايت طعم و مزه آن « مشك » است . و باز مثل اين قول است كه مىگويد : « هذا خاتم هذا الأمر ؛ يعنى : او آخر اين امر است » .
عاصم « 3 » اين آيهء شريفه « خاتم النبيين » را به فتح « تاء » قرائت كرده است كه البته معنايش تأويل و برگردانده مىشود به كسر « تاء » چون او از ختمكنندهء كتابى است كه همه را جمعآورى نموده و از امر او فارغ شده است .
همچنين پيامبر ما ختمكنندهء پيامبران است ؛ زيرا او در آخر آنها فرستاده شده و بعد از او رسولى نيست ، پس كسى كه « تاء » را فتحه داده ، « خاتم » را مصدر گرفته و مصدر گاهى جاى فاعل و گاهى جاى مفعول مىآيد . ولى اگر « خاتم » به كسر
هامش
( 1 ) سورهء انعام : آيهء 130 .
( 2 ) سورهء احزاب : آيهء 40 .
( 3 ) او اهل كوفه و از قراء سبعه است .