( 1 )
دلايل و براهين امام موسى كاظم ( ع )
سفارش امام كاظم ( ع ) به تعليم فقه
( 2 ) 1 - رافعى روايت مىكند كه من ، پسر عمويى داشتم به نام « حسن بن عبد اللَّه » و او شخصى زاهد و عابدترين اهل زمانش بود . و سلطان بخاطر ديانت و عبادتش ، به وى احترام مىگذاشت و گاهى اوقات هم سلطان را آن گونه كه خوشش نمىآمد ، امر به معروف و نهى از منكر مىكرد و صلاح او را مىخواست .
تا اينكه روزى وارد مسجد شد و حضرت موسى بن جعفر - عليه السّلام - نيز آنجا بود . او نزد حضرت آمد و امام فرمود : اى ابو على ! آنچه كه تو در آن هستى براى من دوست داشتنى است مگر اينكه تو شناخت ندارى ، دنبال شناخت برو .
او پرسيد : معرفت و شناخت چيست ؟
حضرت فرمود : برو و فقه بياموز .
پرسيد : از چه كسى .
فرمود : از فقهاى مدينه . پس او رفت و احاديثى را نوشت و آمد و آنها را براى امام خواند .
باز حضرت فرمود : برو و فقه بياموز و در پى علم گردش كن .
او رفت و خلافها را نوشت و خدمت امام كاظم - عليه السّلام - آمد و آنها را عرضه كرد . حضرت تمام آنها را بر زمين انداخت .