اسماعيل پسر توست و خداوند اطاعت او را مانند اطاعت پدرانش بر ما ( لازم و واجب ) قرار داده است . و اسماعيل در اين زمان زنده بود .
حضرت فرمود : اين مقدار كافى است ، خيال كردم او مرا باز داشت . بعد از مدت كمى اسماعيل مرد « 1 » .
فرجام شوم قطع رحم
( 1 ) 28 - عثمان بن عيسى حكايت مىكند كه مردى خدمت امام صادق رسيد و گفت : برادران و پسر عموهايم خانه را بر من تنگ كردهاند ، چيزى بگو .
حضرت فرمود : صبر كن .
( آن مرد مىگويد ) آن سال برگشتم و سال آينده آمدم و مجددا از آنها شكايت كردم .
باز حضرت فرمود : صبر كن سال سوّم نيز آمدم . سومين بار ، امام فرمود : صبر كن كه خدا به زودى براى تو گشايشى خواهد كرد . پس همه آنها مردند . نزد حضرت آمدم و از من پرسيد :
خانوادهات چه كردند ؟
گفتم : همه مردند .
فرمود : مرگشان بخاطر آن چيزى بود كه با تو كردند ؛ تو را آزار دادند و قطع رحم نمودند « 2 » .
حاجت خواستن از خداوند
( 2 ) 29 - طيالسى مىگويد : از مكه به مدينه آمدم و بعد از دو شب ماندن در مدينه ، شترم رفت و گم شد . و با خودش خرجى و كالاهايم و مقدار زيادى از اشياى مردم را برد .
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 47 / 250 ، حديث 21 .
( 2 ) بحار الانوار : 47 / 107 ، حديث 134 و 135 .