او گفت : آنچه را كه شما خبر داده بودى گفت ، و آن اينكه مىگفت من تذكيه نشدهام .
حضرت فرمود : اى ابو هارون ! آيا نمىدانى آنچه را كه مردم نمىدانند ما عالم به آن هستيم ؟
گفتم : بلى . پس آن مرد ، گوشت را برداشت و آن را جلو سگ انداخت « 1 » .
كوتاه شدن عمر زن بد اخلاق
( 1 ) 2 - حسين بن ابى علاء مىگويد : نزد ابو عبد اللَّه ، امام صادق - عليه السّلام - بودم كه مردى ديگر يا يكى از غلامانش آمد و از بد اخلاقى زنش شكايت كرد . حضرت فرمود : برو و او را نزد من بياور . آن مرد رفت و همسرش را آورد .
حضرت صادق - عليه السّلام - به او فرمود : چرا شوهرت از تو شكايت مىكند ؟
زن گفت : خداوند با او آنچه مىخواهد انجام دهد ( يعنى او را بكشد ) .
حضرت به او فرمود : اگر اين گونه باشد ، مدت كمى زندگى خواهى كرد .
زن گفت : باكى ندارم كه ابدا او را نبينم .
حضرت فرمود : دست همسرت را بگير كه بيشتر از سه روز در ميان شما نيست .
روز سوم كه شد ، آن مرد خدمت امام - عليه السّلام - رسيد . حضرت از او پرسيد :
همسرت چه مىكند ؟
گفت : هم اكنون او را به خاك سپردم .
( راوى مىگويد : ) از امام از كيفيت حال آن زن پرسيدم . حضرت فرمود : آن زن ظالم بود و خداوند عمرش را بريد و اين مرد را از او راحت ساخت « 2 » .
عرضه شدن اعمال بر ائمه ( ع )
( 2 ) 3 - داود رقّى مىگويد : سال 146 هجرى با امام صادق - عليه السّلام - به حج
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 47 / 95 ، حديث 107 .
( 2 ) بحار الانوار : 47 / 97 ، حديث 112 .