تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
عليه و آله - آمد و گفت : اكنون اگر همسرم مرا ( با اين حال ) ببيند از من دورى مىجويد . حضرت ، چشم او را گرفت و سر جايش گذاشت و زيباتر و بيناتر از چشم ديگرش شد . و همچنين ، عبد اللَّه بن عتيك ، مبارزه كرد و دستش قطع شد . هنگام شب با دست بريده نزد پيامبر آمد . حضرت دستش را بر آن كشيد و دست عبد اللَّه سر جايش قرار گرفت و خوب شد « 1 » .

بركت طعام

( 1 ) 10 - انس مىگويد : مادرم ام سليم ، غذايى از يك مد آرد جو ، در ظرف كوچكى از روغن درست كرد و مرا به دنبال پيامبر فرستاد ( تا او را دعوت كنم ) پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - هم با كسانى كه با او بودند ( آمدند ) بر او وارد شدند و خوردند و سير شدند و پيامبر هم خورد . از انس پرسيدند چند نفر بودند . گفت : چهل نفر « 2 » .

پاسخ دادن امام كاظم ( ع ) به سؤالهاى يهوديان

( 2 ) 11 - امام رضا - عليه السّلام - از پدر بزرگوارش امام كاظم - عليه السّلام - روايت مىكند كه فرمود : روزى خدمت پدرم بودم در حالى كه پنج سال داشتم . عده‌اى از يهوديها بر آن حضرت وارد شدند و از دلايل رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - پرسيدند . پدرم به آنان فرمود : از او ( امام كاظم ) بپرسيد . يكى از آنان گفت : خدا چه دلايل و نشانه‌هايى را به پيامبر شما داد تا شك و ترديد را بر طرف كند ؟ گفتم : آن دلايل و نشانه‌ها بسيار است . بشنويد و آگاه باشيد :
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 17 / 249 ، حديث 3 . ( 2 ) صحيح مسلم : 3 / 1612 ، حديث 142 . و بحار الانوار : 18 / 26 ، حديث 14 .