تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
پس رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - آنها را ( با نامهايشان ) صدا كرد و فرمود : اى فلانى و فلانى فرزند فلانى ! شما آنجا نشسته‌ايد تا شتر مرا رم بدهيد ؟ و حذيفه هم پشت سر پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - بود و به ايشان رسيد ، حضرت فرمود : اى حذيفه ! آيا شنيدى ؟ گفت : بلى . حضرت فرمود : پوشيده دار ( و اين را براى كسى نقل مكن ) « 1 » .

معجزات پيامبر ( ص ) از زبان على ( ع )

( 1 ) 9 - امام موسى كاظم - عليه السّلام - از پدر بزرگوارش روايت مىكند كه : ياران رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - نشسته بودند و با هم سخن مىگفتند و على - عليه السّلام - هم ميان آنان بود كه شخصى يهودى آمد و گفت : اى امت محمّد ! شما هيچ درجه‌اى براى انبياء نگذاشتيد ، مگر اينكه آن را براى پيامبر خود ثابت كرديد . امير مؤمنان - عليه السّلام - فرمود : اگر شما مىگوييد كه موسى - عليه السّلام - در كوه طور سينا با خدايش سخن گفت ، خداوند متعال با پيامبر اسلام نيز در آسمان هفتم سخن گفت . و اگر نصارا مىگويند كه حضرت عيسى - عليه السّلام - نابينايان را بينا ساخت و مردگان را زنده كرد ، در مورد رسول خدا هم وقتى كه قريش از آن حضرت خواستند مرده را زنده كند ، پيامبر مرا فرا خواند و به محل گورستان آنان فرستاد و من خدا را خواندم و در اين هنگام ، مردگان به اذن خدا از قبرهايشان برخاستند در حالى كه خاك از سرشان مىريخت . ابو قتادهء انصارى در جنگ احد حاضر بود ، نيزه‌اى به چشمش اصابت كرد و چشمش از حدقه در آمد . چشم خود را با دستش گرفت و نزد رسول خدا - صلّى اللَّه
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 21 / 233 ، حديث 10 .