رسيدى ، با بلندترين صدا بگو : اى درختان ! و اى سنگها ! و اى شنها ! و اى خاكها ! محمّد رسول خدا به شما سلام مىرساند .
على - عليه السّلام - مىفرمايد : رفتم و هنگامى كه به بالاى بلندترين تپهاى كه مشرف بر اهل يمن بود ، رسيدم ، ديدم همهء آنها سلاح بسته و كمان به دوش افكنده ، به سوى من مىآيند . پس با صداى بلند گفتم : اى درختان ! و اى سنگ ريزهها ! و اى خاكها ! محمّد رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - به شما سلام مىرساند .
على - عليه السّلام - مىفرمايد : در اين هنگام ، هيچ درخت و سنگ و خاكى نماند مگر اينكه با يك صدا گفتند : « سلام بر محمّد رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - و بر تو » .
در اين هنگام زانوهاى مردم سست گرديد و سوارانشان لرزيدند و اسلحه از دستشان افتاد و براى صلح ، به سوى من آمدند و من هم با آنان صلح كردم و برگشتم « 1 » .
اسلام آوردن عرب باديهنشين
( 1 ) 6 - عرب باديهنشينى به پيامبر اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - گفت : از كجا بدانم كه تو فرستادهء خدا هستى ؟ ! حضرت فرمود : آيا اگر من اين بوتهء نخل را بخوانم و نزد من بيايد ، گواهى مىدهى كه من رسول و فرستادهء خدا هستم ؟
عرب گفت : بلى .
آنگاه حضرت ، بوته را خواند و بوته از نخل جدا شد و پايين آمد تا اينكه به زمين افتاد و در حالى كه مىخزيد ، به سوى پيامبر - صلّى اللَّه عليه و آله - مىآمد . در اين هنگام آن عرب گفت : « اشهد ان لا إله الّا اللَّه و انك رسول اللَّه » ( و مسلمان شد ) .
سپس حضرت به آن بوته فرمود : ( به جاى خودت ) برگرد . بوته هم به جاى
هامش
( 1 ) بحار الانوار : 17 / 372 ، ذيل حديث 24 .