حضرت فرمود : شما به اين مرد ظلم كردهايد ؛ چون او از همه جا بىخبر است بلكه گوسفند ، خودش وارد خانه او شده است . پس حضرت ، آن مرد را دعا كرد و عوض پاره شدن لباسها و كتك خوردنش ، مبلغى پول به او داد « 1 » .
شفاى تنگى نفس
( 1 ) 5 - محمّد بن عمير مىگويد : با برادرم - كه نفس تنگى شديدى داشت - خدمت ابو جعفر امام جواد - عليه السّلام - رسيديم و برادرم از مريضى خود ناليد . حضرت دعا كرد و فرمود : خداوند تو را از آنچه كه ناراحتى ، عافيت دهد . از نزد آن حضرت بيرون آمديم . برادرم عافيت يافت و تا هنگام مرگ ، آن مرض مراجعت نكرد .
محمّد بن عمير مىگويد : خودم هم دردى در ناحيه لگن خاصره داشتم . و هفتهاى چند روز ، مرا رنج مىداد . از حضرت جواد - عليه السّلام - خواستم تا براى من نيز دعا كند تا آن درد از بين برود .
حضرت دعا كرد و فرمود : خداوند تو را هم عافيت دهد . پس تاكنون آن درد بر نگشته است « 2 » .
اداى قرضهاى امام رضا ( ع )
( 2 ) 6 - مطرفى مىگويد : هنگامى كه امام رضا - عليه السّلام - از دنيا رفت ، چهار هزار درهم به من مقروض بود ، با خودم گفتم : ديگر پولها از كفم رفت ! ابو جعفر - عليه السّلام - به من سفارش داد كه فردا پيش او بروم و با خود ترازو هم ببرم . پس خدمت آن جناب رسيدم ، فرمود : ابو الحسن - عليه السّلام - از دنيا رفت و چهار هزار درهم به تو بدهكار بود . پس حضرت جانمازى را كه بر روى آن بود ، بلند كرد و از زير آن دينارهايى بيرون آورد و به من داد . ديدم به اندازه همان چهار هزار
هامش
( 1 ) بحار : 50 / 47 ، حديث 22 .
( 2 ) بحار : 50 / 47 ، حديث 23 .