تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

امامت امام موسى كاظم ( ع )

( 1 ) 2 - مفضّل بن عمر روايت مىكند ، وقتى كه امام صادق - عليه السّلام - از دنيا رفت ، وصيت كردند كه امام بعد از ايشان امام موسى كاظم - عليه السّلام - است . ولى برادرش عبد اللَّه نيز ادّعاى امامت كرد ؛ چون بزرگترين فرزند آن حضرت ، و معروف به عبد اللَّه أفطح « 1 » بود . امام كاظم - عليه السّلام - دستور داد تا در وسط خانه هيزم جمع كرده و انباشتند ، سپس شخصى را به دنبال برادرش عبد اللَّه فرستاد تا آنجا بيايد . پس وقتى كه نزد امام - عليه السّلام - آمد ، بزرگانى از شيعه نزد امام كاظم - عليه السّلام - نشسته بودند . وقتى كه عبد اللَّه نشست ، امام دستور داد هيزمها آتش گرفته و شعله‌ور شدند . و مردم نفهميدند كه هيزمها چگونه آتش گرفتند . وقتى كه شعله‌هاى آتش زبانه كشيد ، حضرت به داخل آتش رفت و آنجا نشست و در همان حال ، مدّتى با مردم مشغول صحبت شد . سپس لباسش را جمع كرد و از ميان آتش بيرون آمد . سپس رو به برادرش عبد اللَّه كرد و فرمود : اگر گمان مىكنى كه بعد از پدرت تو امام هستى ، پس تو هم برو و در ميان آتش بنشين . گفتند : در اين هنگام ديديم كه رنگ عبد اللَّه متغيّر شد . پس برخاست و در حالى كه ردايش را مىكشيد . از خانهء امام موسى كاظم - عليه السّلام - خارج شد « 2 » .

پيشگويى امام موسى كاظم ( ع )

( 2 ) 3 - اسحاق بن منصور از پدرش نقل مىكند كه : از امام كاظم - عليه السّلام - شنيدم
هامش
( 1 ) چون كه پاهاى عبد اللَّه صاف بود . لذا به او عبد اللَّه افطح مىگفتند و پيروان او را فطحى مىگويند كه يكى از فرقه‌هاى شيعه مىباشند . ( 2 ) بحار : 47 / 251 ، حديث 22 .