تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخرائج والجرائح ( جلوه هاى اعجاز معصومين ع ) ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
و در اين ماه بيرون مىآييد و من نيز به مقابلهء شما مىآيم و با شما مىجنگم تا اينكه از شما كمتر از ده نفر مىماند و از ياران من كمتر از ده نفر كشته مىشوند . اين راز را رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - به من گفته است » . از جايش حركت نكرد مگر اينكه تعدادى از آنها جدا شدند تا اينكه چهار هزار نفر به نهروان رفتند « 1 » .

پيشگويى على ( ع ) در بارهء شهادت رشيد هجرى و ميثم تمّار

( 1 ) 49 - قنواء ، دختر رشيد هجرى كه يكى از ياران صميمى على - عليه السّلام - بود ، مىگويد : پدرم از على - عليه السّلام - نقل مىكند كه حضرت فرمود : « چگونه صبورى مىكنى وقتى كه زنازادهء بنى اميه تو را بگيرد و دست و پا و زبان تو را قطع كند ؟ » . گفتم : « آيا با تو در بهشت نيستم ؟ » . فرمود : « چرا هستى » . گفتم : پس باكى ندارم . قنواء مىگويد : روزها سپرى شد تا زمان ابن زياد رسيد . پدرم را گرفتند و به او گفتند : از على - عليه السّلام - تبرّى بجوى . ولى پدرم نپذيرفت . ابن زياد گفت : دوست دارى چگونه بميرى ؟ پدرم گفت : على - عليه السّلام - فرمود : تو دست و پا و زبان مرا مىبرّى . ابن زياد گفت : اكنون دروغ ابو تراب را ثابت مىكنم . دست و پايش را ببريد ولى به زبانش آسيب نرسانيد ! دخترش مىگويد : پدرم را ديدم كه دست و پايش بريده شده بود ولى تبسّم مىكرد . پرسيدم : دردى ندارى ؟ گفت : نه .
هامش
( 1 ) بحار : 18 / 610 ، ط حجر .