و در اين ماه بيرون مىآييد و من نيز به مقابلهء شما مىآيم و با شما مىجنگم تا اينكه از شما كمتر از ده نفر مىماند و از ياران من كمتر از ده نفر كشته مىشوند . اين راز را رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله - به من گفته است » .
از جايش حركت نكرد مگر اينكه تعدادى از آنها جدا شدند تا اينكه چهار هزار نفر به نهروان رفتند « 1 » .
پيشگويى على ( ع ) در بارهء شهادت رشيد هجرى و ميثم تمّار
( 1 ) 49 - قنواء ، دختر رشيد هجرى كه يكى از ياران صميمى على - عليه السّلام - بود ، مىگويد : پدرم از على - عليه السّلام - نقل مىكند كه حضرت فرمود : « چگونه صبورى مىكنى وقتى كه زنازادهء بنى اميه تو را بگيرد و دست و پا و زبان تو را قطع كند ؟ » .
گفتم : « آيا با تو در بهشت نيستم ؟ » .
فرمود : « چرا هستى » .
گفتم : پس باكى ندارم .
قنواء مىگويد : روزها سپرى شد تا زمان ابن زياد رسيد . پدرم را گرفتند و به او گفتند : از على - عليه السّلام - تبرّى بجوى . ولى پدرم نپذيرفت . ابن زياد گفت :
دوست دارى چگونه بميرى ؟
پدرم گفت : على - عليه السّلام - فرمود : تو دست و پا و زبان مرا مىبرّى .
ابن زياد گفت : اكنون دروغ ابو تراب را ثابت مىكنم . دست و پايش را ببريد ولى به زبانش آسيب نرسانيد ! دخترش مىگويد : پدرم را ديدم كه دست و پايش بريده شده بود ولى تبسّم مىكرد .
پرسيدم : دردى ندارى ؟ گفت : نه .
هامش
( 1 ) بحار : 18 / 610 ، ط حجر .